تبلیغات
دلیوری - سنگ تراش ناراضی


سی ارسال گذشته از موضوعات طلایی!

گالری عكس و بیوگرافی هنرمندان ایرانی و خارجی

لینك دوستان طلایی   گلد اس ام اس!

رفاقت

گوش دادن رو به گوش كردن ترجیح بده!

یاهو مسنجر در موبایل شما تحت جاوا!!!

اگر دنبال میلیونر شدن هستید!

طرز تهیه خوراک موش در چین

دهقان فنا کار !!!

نامه ای به پدر!

فروغ

اگر مرد شبها تا صبح بیرون از منزل بماند!

آهنگ جدید یاس با همراهی آرش، جنیفر لوپز و امینم به نام دستا بالا!!!

بی تو، اما برای تو

حرفهایی از سر دلتنگی

سربازان امام زمان!!!

سنگ تراش ناراضی

لغات کوچه بازاری....

منوی اصلی

 

>

صفحه اول

>

پست الکترونیک

>

ارتباط با ما

>

تبدیل به صفحه خانگی

 

موضوعات

 

 

نویسندگان

 

نادر

 

جستجوگر

 



 

لوگوی دوستان

 


 

 

پخش موسیقی در وب

 


...

اگر می خواهی آف های توپ توپ داشته باشی آی دی GOLDSMS_IR رو اد كن!

 برای ADD کردن کلیک کنید

  سنگ تراش ناراضی

سلام دوستان با معرفت و بی معرفت از جمله تو...!!!

تو چند تا پست واستون چندتا داستان خوب میزارم به امید اینکه خوشتون بیاد!

اگه خوب بود واسم آف بذارین تا یه سری داستان توپ براتون بزارم.....

 5487

سنگ تراش ناراضی

---

---

در افسانه ها آمده است، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد،

روزی از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به

حال او غبطه خورد و گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است. و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.

در یک لحظه او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد.

 5487

تا مدتها فکر می کرد که از همه قدرتمندتر است. تا اینکه یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد او

دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان نیز ناچارند به حاکم احترام بگذارند.

مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم آن وقت از همه قویتر می شدم.

 5487

در همان لحظه او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد، در حالی که روی تخت روانی نشسته بود

مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را آزار می دهد و با خودش

فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.

 5487

او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد به زمین بتابد و

آن را گرم کند. پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت پس با خود

اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و آرزو کرد ابر باشد و تبدیل به ابری بزرگ شد.

 5487

کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بار آرزو کرد که باد شود

و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید دیگر قدرت تکان دادن صخره را

نداشت با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا صخره سنگی است و آرزو کرد که سنگ باشد و

تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.

 5487

همانطور که با غرور ایستاده بود و به هیبت و شکوه خود می نگریست، ناگهان صدایی شنید و

احساس کرد که دارد خرد می شود نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و

قلم به جان او افتاده است!

+|نوشته شده توسط نادر در شنبه 2 آذر 1387

 نظرت چیه ؟

 

حتما از دیگر صفحات بازدید کن چون سرعت ارسالا زیاده امکان داره مطالب جدید بره صفحه بعد !!!

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

نظر سنجی

 

  

اس.ام.اس باکس

 

 

آمار بازدیدها

 

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها : 2

 


This Template Is Designed bY : GOLDSMS.IR

All Rights Reserved 2008-2009